"مه داده"، اضافه شدن ابعاد تازه به فضاهای عمومی شهر

بیشتر ما در زندگی روزمره با فضاهای عمومی شهر درگیریم : خواه به صورت یک فضای فیزیکی (پیاده رو، نیمکت شهری یا جاده) خواه یک عنصر دیداری (پانوراما یا منظره شهر) یا در قالب حمل و نقل (اتوبوس، مترو یا دوچرخه). اما در طول دو دهه گذشته فناوری های دیجیتالی مانند گوشی های هوشمند و اینترنت اشیا، در حال اضافه کردن  لایه جدیدی از اطلاعات به فضاهای عمومی و دگرگون ساختن محیط شهری هستند.

بطور سنتی، فضاهای عمومی توسط برنامه ریزان شهری و معماران طراحی شده و بوسیله شرکت های خصوصی یا سازمان های دولتی اداره می شوند. این نظریه می گوید که توجه و رفتار مردم در فضای عمومی می تواند بوسیله طراحی محیطی معماران هدایت شود. به عنوان مثال میدان لستر در لندن که طراحی فضای سبز، مسیرها و نیمکت ها مشخص می کند که مردم کجا باید قدم بزنند، کجا بنشینند و کجا به عناصر طبیعی نگاه کنند. در این نگاه فضای عمومی یک داده است که مردم آن را دریافت کرده و مطابق با شرایط و دستورالعمل ها از آن استفاده می کنند.

باوجود اینکه دیدگاه بالا هنوز مطرح است، امروزه اطلاعات، عنصر کلیدی دیگری در فضاهای عمومی است که نحوه تجربه مردم از شهر را تغییر می دهد. تاکسی های آنلاین مکان نزدیکترین راننده را به ما نشان می دهند حتی اگر خارج از دید ما باشند. اپلیکیشن های مسیریاب مثل گوگل مپ به ما کمک می کنند تا در مناطق ناآشنا مسیر خود را پیدا کنیم. بازی pokemon go موجوداتی از جهان دیگر را درست جلوی چشم ما در پیاده رو قرار می دهد.

واقعیت مجاری در شهر
بازی pokemon go، ترکیب فضای مجازی با محیط واقعی شهر

از سویی دیگر ما تنها اطلاعات را دریافت نمی کنیم، بلکه آنرا تولید هم می کنیم. شما چیزی را در فیس بوک لایک می کنید، در گوگل جست و جو می کنید، بطور آنلاین خرید می کنید و یا حتی برای دسترسی به وای فای آدرس ایمیلی رد و بدل می کنید، داده هایی که طی این عملیات به وجود می ایند برای ایجاد ارزش پولی جمع آوری، ذخیره، مدیریت، تجزیه و تحلیل می شوند.

سیل داده ها

همانطورکه این داده ها برای شرکت های خصوصی سود آور است،  می تواند اطلاعات بروز دقیق و مداومی از نحوه تکامل جامعه فراهم کند. اطلاعاتی که می تواند توسط دولت و طراحان برای مدیریت و طراحی فضاهای عمومی مورد استفاده قرار گیرد.

پیش از ظهور مبحث مه داده (بزرگ داده، big data) معماران بر اساس فرضیات ساده ای درباره چگونگی استفاده مردم از فضا، طراحی می کردند. موفقیت طراحی بوسیله روشهای داده های کوچک محلی اندازه گیری می شود. به عنوان مثال می توان به ارزیابی های پس از اشغال اشاره کرد ، که با بررسی پروژه های ساخته شده در دوره کاربری آنها و ارزیابی کارایی آن در مقایسه با اهداف اصلی طراح و آمادگی و تناسب آن برای اهداف و عملکرد صورت می گیرد. در چنین حالتی از طراحی در اکثر موارد مردمی که ار فضاهای عمومی استفاده می کنند در تصمیم گیری برای طراحی و مدیریت این فضاها نقشی ندارند.

امروزه فضای عمومی به شکل فزاینده ای به سمت پویایی حرکت می کنند. اطلاعات در رابطه با نحوه استفاده برای شکل دهی به تولید استفاده می شوند. فرآیندی ترکیبی که “prosumption” (تولید+مصرف) نامیده می شود. مثالی  برای روشن شدن این موضوع مسابقات تلویزیونی است که در آن تماشاگران نقش مهمی در تصمیم گیری در مورد اینکه چه کسی باقی می ماند یا صحنه را ترک می کند دارند. در یک زمینه شهری نیز می توان نمونه سیستم داده باز به نام TfL (Transport for London) را نام برد که در آن داده هایی توسط دارندگان یک کارت خدمات حمل و نقل عمومی تولید می شود و مردم با دسترسی آزاد به این داده ها این امکان را دارند که آگاهی خود را افزایش دهند، برنامه های جدیدی توسعه دهند، داده ها را متجسم کنند یا آمارها را تجزیه و تحلیل کنند.

داده های شهری و کنترل حمل و نقل شهر
نقشه همزمان ترافیک شهر لندن با کمک داده های پروژه Tfl

شهرهای دیجیتال

و این تنها شروع یک مسیر است. تعداد روزافزون پروژه ها اثرات بالقوه مه داده بر تجربه ما از فضاهای عمومی شهر را نشان می دهد. به عنوان مثال، شرکت مهندسی Arup در اندیشه یک شبکه از داده های عمومی است که به افراد این امکان را می دهد که تأثیر مستقیم خودشان را بر داده های شهری به طور همزمان ببینند. و طراحی به نام Keiichi Matsuda تجسمی قوی از سناریو های ممکن در آینده را ارائه می دهد، جایی که در آن جنبه های فیزیکی و دیجیتالی فضا با یکدیگر ترکیب شده اند.

اگر این نگاه درست باشد که شهرها بطور فزاینده در حال تبدیل شدن به شبکه های اجتماعی از تعاملات هستند، همه ما اکنون بر سر یک دوراهی هستیم: یا می توانیم بدون توجه به نتایج، به تولید داده های خام در فضای زندگیمان ادامه دهیم و یا می توانیم شروع به کنترل این داده ها کنیم. اگر ما از قدرت و پتانیسیل مه داده و رایانش فراگیر در مسیری هوشمندانه استفاده کنیم، می توانیم به طور آگاهانه با وارد کردن داده ها و تولید اطلاعات در ایجاد قلمروی عمومی مشارکت داشته باشیم.

با داشتن آگاهی از تأثیر اخبار توییترمان، واکنش هایمان در محیط فیسبوک و اشتراک اطلاعات شخصی، می توانیم تحلیلگران داده و کارگزاران را به مسیری خاص هدایت کنیم. به عنوان مثال، کدهای متحرک گرافیکی در صفحات نمایشگرهای غول پیکری در میدان تایمز به نمایش درمی آید که به زمان روز، تعداد مردم در میدان و رویدادهایی که در زمان خاصی اتفاق می افتد واکنش می دهد. افرادی که در میدان هستند می توانند تنظیمات پس زمینه این واکنشگر را با حرکت به بخش های مختلف این فضای عمومی تغییر دهند.

اگر اعضای جامعه بدانند که اقدامات آنها ( تولید کردن داده ها) دریافت می شود، جمع آوری شده و برای تصمیم گیری ها مورد استفاده قرار می گیرد، آنگاه آنها می توانند عنصری فعال در این پروسه باشند. پروژه هایی همچون live Singapore که پلت فرمی برای جمع آوری، توسعه و توزیع داده های همزمان درباره آنچه در شهر می گذرد ایجاد میکند، نشان می دهد که مردم چگونه می توانند از داده هایی که به تولید آن کمک کرده اند برای درک بهتر شهرشان و اطلاع رسانی در مورد اقداماتشان استفاده کنند.

تجسم اطلاعات شهری در نقشه سنگاپور
مکالمات شهروندان شلوغی فضاهای عمومی شهر را بطور همزمان نشان می دهد. پروژه live singapore

ما هنوز با روزی که فضاهای عمومی شهرمان با خواست مردم، بطورهمزمان و با سطح بالایی از اطمینان شکل بگیرد فاصله زیادی داریم. آگاهی بیشتر از اینکه چگونه اقدامات افراد می تواند فضای عمومی را شکل دهد تنها اولین گام ما در این راه است.

منبع: citi.io

دیدگاهتان را بنویسید